الشيخ المنتظري
481
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
« ممّا ليس فى الكتاب عليك فرضه » از چيزهايى كه قرآن بر تو واجب ندانسته « و لا فى سنّة النّبىّ ( صلى الله عليه وآله و سلم ) و ائمّة الهدى اثره » و در اخبار و احاديث پيامبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) و ائمه هدى اثرى از آن نيست « فكل علمه الى اللّه سبحانه » پس تو ياد گرفتن آن را موكول به خداى متعال كن « فانّ ذلك منتهى حقّ اللّه عليك » براى اين كه حق خدا همين است كه حريم او را حفظ كنيم و بيش از آن اندازه كه او به ما ياد داده تعمّق نكنيم ، بر ماست كه از خدا و رسول ( صلى الله عليه وآله و سلم ) پيروى كنيم . اعتراف راسخان در علم به ناآگاهى از كنه ذات و صفات خدا « وَاعْلَمْ اَنَّ الرَّاسِخِينَ فِى الْعِلْمِ هُمُ الَّذِينَ اَغْنَاهُمْ عَنِ اقْتِحَامِ السُّدَدِ الْمَضْرُوبَةِ دُونَ الْغُيُوبِ ، اَلاِْقْرَارُ بِجُمْلَةِ مَا جَهِلُوا تَفْسِيرَه مِنَ الْغَيْبِ الَْمحْجُوبِ » ( و بدان كه استوارانِ در علم و دانش كسانى هستند كه اقرار به نادانى نسبت به آنچه از عالم غيب بى اطلاعند ، آنان را بى نياز گردانده از اين كه بى فكر در حجابهايى كه در برابر آنها زده شده داخل شوند . ) حضرت امير ( عليه السلام ) مىخواهند به اين سؤال كننده بگويند : اين را بدان كه راسخانِ در علم هم به همان اندازه كه خدا به آنها ياد داده است قناعت مىكنند ، و اين طور نيست كه چون راسخان در علم هستند بگويند ما بايد تا بى نهايت را بدانيم . « و اعلم انّ الرّاسخين فى العلم » بدان اى مرد سائل كه استواران در علم و دانش « هم الّذين اغناهم » كسانى هستند كه آنها را بى نياز كرده است « عن اقتحام السّدد المضروبة دون الغيوب » از داخل شدن در پرده هاى زده شده در برابر غيب ها . « الاقرار بجملة ما جهلوا تفسيره من الغيب المحجوب » اقرار آنان به همه چيزهايى كه از عالم غيب برايشان پوشيده است . « اقرار » در اين جمله مرفوع است و رفع آن بنابر فاعليّت براى « اغناهم » است . خلاصه آنان بدون دليل ادّعاى علم نمىكنند ، تفسير هر چيزى را كه نمىفهمند به خدا واگذار كرده و مىگويند : خدايا تو